تبليغاتX
غروب بت ها
امپدوکلس(۴۳۰-۴۹۰ق.م)

امپدوکلس یا ابندقلس متولد آگریگنتوم به حدی شهرت داشت که هم شهریانش او را به پادشاهی پذیرفتند اما او قبول نکرد و گفت ترجیح می دهد مثل یک دموکرات زندگی کند.مع هذا روایتی است که خود را به درون آتش فشان افکند تا الوهیت خویش را به پیروانش ثابت کند

امپدوکلس شاعر و فیلسوف که به حق او را شلی  یونان نامیده اند وی ار نخستین کسانی است در بین قدما که اندیشه هایی چون ساحتمان اتمی جهان تنازع بقا انتخاب اصلح و... از مغزش گذشت

به نظر او هم پارامندیس و هم هراکلیتوس در موردی درست و در موردی نادرست میگفتند دلیل تناقض این دو در این بود که یک عنصر را در نظر میگرفتند امپدکلس معتقد بود باید اندیشه ی تنها یک جوهر اولیه را از سر بیرون کرد در مجموع ۴عنصر اولیه وجود دارد خاک هوا آتش آب. وقتی چیزی میمیرد عناصر چهار گانه از هم می گسلد اما این ۲ عنصر همواره تغییر ناپذیر باقی می ماند پس این اندیشه که همه چیز تغییر می کند نادرست است

او بر این باور بود که رندگی ابدی و ازلی است زندگی از مرگ به وجود نیامده و به وجود آمدن چیری از هیچ غیر ممکن است مرگ نابود شدن نیست بلکه رفتن به هستی جدیدی است گذشتن است

تالس و آناکسیمنس گفته بودند آب و هوا هر دو عناصر ضروری جهان مادی اند یونانیان آتش را هم ضروری می شمردند با این وجود این سوال باقی می ماند که چه چیز این عناصر را چنان با هم ترکیب میکند که حیات تاره ای پدید آید اوپدوکلس میگفت دو نیروی جداگانه در طبیعت در کار است مهر و کین

لذا او بین جوهر و نیرو تمایز قائل شد

نوشته شده توسط پگاه در سه شنبه پنجم شهریور 1387 ساعت 0:33 قبل از ظهر | لینک ثابت |
یادت هست؟

من خاطرا ی دست هامان را دشوار به یاد می آورم

حالا ذهنم  دچار هذیان و کابوس است

حالا دیگر نه دچار دریا می شوم نه دلم شور ماهی ها را می زند

حالا دیگر تور بی ماهی است پر است از صدف های توخالی

درست مثل ذهنم که خالی خالی مانده است

...

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پگاه در سه شنبه هشتم مرداد 1387 ساعت 0:59 قبل از ظهر | لینک ثابت |
هراکلیتوس(۴۸۰-۵۴۰ ق.م)

اهل افه سوس در آسیای صغیر و معاصر پارامندیس

او متعقد بود اساسی ترین سرشت طبیعت تغییر و سیلان مداوم است از بودن در جهان خبری نیست و هرچه هست در حال شدن است

خدا در دیدگاه او چیزی است که کل جهان را در بر می گیرد. او به جای واژه ی خدا لوگوس یا عقل را به کار می برد و معتقد بود حتما نوعی عقل کل در جهان وجود دارد که آنچه در طبیعت روی می دهد را هدایت میکند

او معتقد بود جهان بر پایه ی فساد بنا نهاده شده .

نظریه ی هگل در مورد کشمکش میاد وضع موجود و وضع متقابل که در تشکیل وضع جامع موثر است از نظریه ی هراکلیتوس گرفته شده

اونیز چون هگل جنگ را تجلیل می کند و آن را به مثابه ی نیروی انفجاری ضروری می داند

 

نوشته شده توسط پگاه در جمعه چهارم مرداد 1387 ساعت 3:34 قبل از ظهر | لینک ثابت |

 

چرا چنین نرم؟ـزغال سنگ روزی به الماس چنین گفت:(مگر ما خویشان نزدیک نیستیم؟)

چرا چنین نرم برادران من از شما می پرسم :مگر شما برادران من نیستید؟چرا چنین نرم؟چنین سست و تسلیم؟چرا رد و انکار در دل های شما چنین بسیار است؟چرا سرنوشت در نگاه های شما چنین کم؟

نیچه

نوشته شده توسط پگاه در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 ساعت 7:0 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 

 

 

                                                  Go to fullsize image

دست بردار می خواستم بگویم از همه ی اینها دست بردار.چه اهمیتی دارد که کی حرف می زندکسی گفت چه اهمیتی دارد که کی حرف می زند. عزیمتی در کار خواهد بود من اینجا خواهم بود از دست نخواهمش داد من نخواهم بود من اینجا خواهم بود و خواهم گفت من از اینجا دورم من نخواهم بود دم نخواهم زد داستانی خواهد بود کسی خواهد کوشید داستانی بگوید.

آری حاشا تا کی همه اش غلط است هیچ کس نیست مفهوم است هیج جیز نیست لفاظی تا کی بگذار فریب خورده باشیم فریب خورده ی زمان و زمانه تا وقتی بگذرد همه چیز بگذرد و تمام شود و صدا ها ساکت شوند تنها صدا ست تنها دروغ.اینجا عزیمت از اینجا و رفتن به جایی دیگر یا همین جا ماندن اما در آمد و شد....

سامویل بکت

نوشته شده توسط پگاه در جمعه هفتم تیر 1387 ساعت 0:56 قبل از ظهر | لینک ثابت |
پارامندیس

(۴۸۰-۵۴۰)

او در الئا (ز مستعمرات یونان در جنوب ایتالیا ) میزیست

پارامندیس مهمترین فیلسوف الئایی به شمار می رود

پارامندیس معتقد بود هیچ چیز تغییر نمیکند و تغییر به مفهوم واقعی امکان پذیر نیست(وجود هیچ گاه عدم نبوده و نمی تواند بود)

او معتقد بود دنیا کروی است و از جوهر فساد ناپذیری ساخته شده .پارامندیس بین عقل و محسوسات جانب عقل را برگزید

پارامندیس باور داشت که حواس تصویر نادرستی از جهان به دست می دهد بنابر این گذشته آینده و .. از توهمات احساس است و هستی جهان در (حال )مستمر است

وی عقاید خود را ضمن منظومه ای با نام on nature عرضه کرد

 

نوشته شده توسط پگاه در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 3:9 قبل از ظهر | لینک ثابت |

خداحافظ ...!
خداحافظ پردهْ‌نشين محفوظِ گريه‌ها
خداحافظ عزيزِ بوسه‌های معصومِ هفت‌سالگی
خداحافظ گُلم، خوبم، خواهرم
خلاصه‌ی هر چه همين هوای هميشه‌ی عصمت!
خداحافظ ... ای خواهر بی‌دليل رفتن‌ها
خداحافظ ...!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پگاه در جمعه سی ام فروردین 1387 ساعت 1:7 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 

 استاد حبیب الله بدیعی در سال ۱۳۱۳درشهرستان سواد كوه به دنيا آمد. بديعي آهنگساز و نوازنده ويولن  بود. و در دانشگاه تهران در رشته زمين شناسي تحصيل كرد. استادان او  لطف اله مفخم پايان، صبا، چينگوزيان بودند. شادروان بدیعی در نواختن دستگاهها و گوشه های آواز ایرانی از قدرت و توانائی قابل ملاحظه ای برخوردار بود به طوری که اهل فن به قدرت آرشه کشی وزیبای این هنرمند فقید اذعان دارند ایشان ابتدا در سال 1333 ، ارکستر کوچکی به نام ارکسر ۶را رهبری کردند و سپس به دعوت داوود پیرنیا همکاری با برنامه ی گل ها را آغاز کردند و تكنواز ويولن  دراركستر ارتـش بود.

 حبیب الله بدیعی در سال ۱۳۷۱ دار فانی را وداع گفت

  از آثار ممتاز بديعي مي توان به باز نوازي قطعه هاي زنگ شتر، بهار مست، ساماني و زردمليجه اثر استاد ابوالحسن صبا و همنوازي ها با صداي محمود خوانساري

نوشته شده توسط پگاه در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 ساعت 6:0 بعد از ظهر | لینک ثابت |
دیوار ها راهشان را گم کرده اند وگرنه بن بست بی تقصیر است شک می کنیم در شک هامان می مانیم سال هاست که اینجا بی اعتباری از ایمان به این خداگونه گان تاریخ خیره مانده ایم به خدا مسخ یک هیچ تهی شده ایم حالا چه تو باور کنی یا نه دیگر فرقی به حال هیچ کس ندارد اینان از گناهان ناکرده شان دست می شویند و ...آب جاری تاریخ به دهان سگ نجس نمی شود و همه می دانند.غصه ی بغض هایت را می خوری غصه ی بغض هایی که درست قبل از شکستن شکسته شدند مناقصه ای در کار نیست اشک هایت را حراج کرده اند.من غصه ی خودم را می خورم غصه ی بغض هایی که درست قبل از شکستن به مرز عصیان و جنون خفه ام کردندو من فقط نگاه کردم...

با تاریخ اینجا چه ها که نمی کنند تا به خودت می آیی می بینی بلع اینان شده ای و مزه ی گست را تف می کنند

آب جاری به دهان سگ نجس نمی شودو...

دلت می خواهد باز هم کفر بگویم؟....

پگاه

نوشته شده توسط پگاه در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 ساعت 3:19 قبل از ظهر | لینک ثابت |
شبیه قصدی شده ام که داشتند

شبیه همان فرصت های نبوده و تمام شده

شبیه همان بغض های شکسته در مرز انزوا

شبیه همان خداحافظ هایی که به سلام های هرگز می گفتیم

من شبیه همه ی اقرار های نگفته شدم شبیه آگوستین

شبیه همه کس و هیچ کس

درگیر همیشه ی حرف های تکرار

دچار همان قصدها،همان بغض های نشکسته...

خمار یک شباهت کمی شبیه خودم

پگاه

نوشته شده توسط پگاه در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 2:21 قبل از ظهر | لینک ثابت |
  آناکسیمن

  (۵۲۶-۵۷۰ ق.م)

  او متولد میلتوس بود

  سراسر جهان را متشکل از یک عنصر اصلی (هوا) می دانست-هوای ازلی ابدی و لایتناهی

  او معتقد بود آبی که به گفته ی تالس جوهر سازنده ی جهان است خود از هوا به وجود آمده

  و در واقع هوای متراکم است

  آناکسیمن معتقد بود که جسم معروض فساد و تباهی است اما روح دارای زندگی ابدی است

  مطلب بعدی:پارامندیس

نوشته شده توسط پگاه در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 1:6 قبل از ظهر | لینک ثابت |
اینجا درست ابتدای ابتلای تو ایستاده ام

جایی میان بغض و تردید

یک قدم مانده به اشک...

خشکم میزند..

درگیر تهوع تعادلم

کمی سرگیجه به من قرض می دهی؟..

پگاه

نوشته شده توسط پگاه در سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 6:30 بعد از ظهر | لینک ثابت |

محمد بهار لو، متولد۱۳۰۷ نوازنده و معلم برجسته ويولون در موسيقي ايران است وي شاگرد كارل يان زوبك( يان زوبك يكى از دوازده استاد اعزامى از پراگ به هنرستان عالى موسيقى در تهران بود و صفحات متعددى از اجراهاى خود را در اروپاى شرقى انتشار داده بود.)و محمد بحريني پور ، با آموزشهايي از ابو الحسن صبا ، علي اكبر شهنازي و استادان ديگر بود .وی مؤسس و سرپرست قديمى ترين آموزشگاه فعال در موسيقى ايرانى از ۱۳۲۵ تا به حال است.

استاد محمد بهارلو، در خانواده اى قديمى متولد شده و ريشه دار در ايل معروف بهارلو در استان فارس و تنها فرزند خانواده است كه داخل وادى هنر است. نواختن ويولون را از نوجوانى آغاز كرد و از زنده ياد سيدمحمد بحرينى پور (از شاگردان حسين خان اسماعيل زاده) بهره گرفت.  تحصيلات كلاسيك او در رشته مهندسى مخابرات است که اين حد از تحصيل در تهران شصت سال پيش، حد كمى نبود .بهارلو در سال ۱۳۲۴ بعد از گذراندن آزمونى دشوار، اركستر كوچكى را به راه انداخت و تكنواز و آهنگساز آن اركستر نيز شد. این استاد گرانقدر در سال ۱۳۸۵ دار فانی را وداع گفت

از آثار وي كتابهاي « آموزش موسيقي ايران » براي ويولون و «شناخت فرم هاي موسيقي ايراني » مي باشد.

نوشته شده توسط پگاه در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 11:9 بعد از ظهر | لینک ثابت |
بخواب هلیا

دود دیدگانت را آزار می دهد

دیگر هیچ کس شبانگاه تو را از خواب بیدار نمی کند

دیگر هیچ کس

هیچ کس پشت پنجره ی شب منتظر تو نیست

بازگشت من به شهر

                           بازگشت من به سوی تو نیست

ابراهیمی

 

نوشته شده توسط پگاه در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 11:0 بعد از ظهر | لینک ثابت |
آناکسیماندروس شاگرد تالس

(۵۴۷-۶۱۱ ق.م)

آناکسیماندروس ،ریاضیدان و فیلسوف  در میلتوس میزیست.

آناکسیماندروس  مثل تالس به جوهر خاصی معتقد نبود و اعتقاد داشت چیزها همه نامتناهی اند و لذا هر چه از پیش بوده نیز باید نامتناهی باشد

از دیدگاه او جهان دایما معروض یک فرایند تلاشی و تکاملی است از این رو با ۲۰۰۰ سال اختلاف او را پیشگام چارلز داروین می توان شمرد

مطلب بعدی:آناکسیمن

نوشته شده توسط پگاه در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 9:5 بعد از ظهر | لینک ثابت |
یک هیچ ناقابل

یک هذیان از کبود آسمان بی رنگ

ویک عالمه دیوانگی

یک دریا و تقلای آرامشش

یک تقلب از نفس نفس های موج برای خودم

                                   دچار یک هیچ یک هذیان کبود یک موج...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پگاه در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 5:44 قبل از ظهر | لینک ثابت |
مي گفتم : « بالان »

مي گفتند : « باران كوچولو ! باران ! »

و به خدا از آسمان فقط بالان مي باريد !

**

بالان مي بارد

درست مثل باران

ابرها

اما

هنوز با همان زبان هميشگي شان حرف مي زنند ...

شکارسری

نوشته شده توسط پگاه در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 4:22 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 

رضا وهداني،متولد اول فروردین ماه سال یکهزار و سیصد ودوازده  نوازنده و معلم تار و شاگرد علي نقي وزيري و علي اكبر شهنازي ابوالحسن صبا واستاد مهرتاش  بود . 

ایشان در ردیف نوازی به شیوه شهنازی و در شیرین نوازی شبیه به  استاد مجد مینواختند.  علاوه بر استادی دانشگاههای ایران و تدريس در هنرستان موسیقی  کلاسها و سخنرانیهایی هم در دانشگاههای اروپا مانند دانشگاه  اشتوتگارد آلمان داشته اند.ایشان در سالهای گذشته عضو جامعه باربد بودند و  نمایشتامه های فولکلور و نواهای کوچه و بازار را نیز گردآوری کردند.این مرد بزرگ در سال یکهزارو سیصد و هشتاد و دو بعلت بیماری سرطان معده دار فانی را وداع گفت.

 از كارهاي وي مي توان به اركسترها و هنر آموزي تار در هنرستان موسيقي ملي نام برد. اثر چاپ شده از وي « رديف سازي موسيقي ايران »مي باشد.

نوشته شده توسط پگاه در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 4:18 قبل از ظهر | لینک ثابت |
یک بار خواب دیدن تو به تمام عمر می ارزد

پس نگو

نگو که رویای دور از دسترس خوش نیست

قبول ندارم

گرچه به ظاهر جسم خسته است

اما

دل دریایی است

تاب و توانش بیش از اینهاست

دوستت دارم

وتاوان آن هرچه باشد

                            باشد...

نوشته شده توسط پگاه در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 3:12 قبل از ظهر | لینک ثابت |

تالس اولین فیلسوف میلتوسی

(۵۵۰-۶۴۰ ق.م)

اهل میلتوس از مستعمرات یونان

تالس نیای فلسفه است.او را یکی از ۷ حکیم فرزانه ی دنیای قدیم می دانند

ادعای او مبنی بر اینکه مایه ای که عالم از آن تشکیل شده در اصل محصولی از آب است نقطه ی عزیمت فلسفه و علم به شمار می آید

او به زندگی پس از مرگ معتقد بود و اعلام داشت که همه ی مردم دارای روحی نامیرا و جاودان هستند که خدای آن هاست.

به کشورهای بسیاری از جمله مصر سفر کرد و در آنجا بلندی یکی از اهرام را به کمک سایه اش اندازه گرفت همین طور کسوف سال ۵۸۵ق.م را پیش بینی کرد.

مطلب بعدی:آناکسیماندروس

نوشته شده توسط پگاه در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 1:49 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 
business article