ادبیات

الهی

کار آن دارد که با تو کاری دارد

یار آن دارد که چون تو یاری دارد

او که در دو جهان تو را دارد هرگز کی تو را بگذارد!

عجب آن است که او تو را دارد از همه زارتر می گذارد!

او که نیافت به سبب نایافت می زارد

اوکه یافت باری چرا می گذارد؟!

در برآن را که چون تو یاری باشد گر ناله کند سیاهکاری باشد.

خواجه عبدالله انصاری

(ج اول تفسیر البقره)

فلسفه6:امپدوکلس

امپدوکلس(۴۳۰-۴۹۰ق.م)

امپدوکلس یا ابندقلس متولد آگریگنتوم به حدی شهرت داشت که هم شهریانش او را به پادشاهی پذیرفتند اما او قبول نکرد و گفت ترجیح می دهد مثل یک دموکرات زندگی کند.مع هذا روایتی است که خود را به درون آتش فشان افکند تا الوهیت خویش را به پیروانش ثابت کند

امپدوکلس شاعر و فیلسوف که به حق او را شلی  یونان نامیده اند وی ار نخستین کسانی است در بین قدما که اندیشه هایی چون ساحتمان اتمی جهان تنازع بقا انتخاب اصلح و... از مغزش گذشت

به نظر او هم پارامندیس و هم هراکلیتوس در موردی درست و در موردی نادرست میگفتند دلیل تناقض این دو در این بود که یک عنصر را در نظر میگرفتند امپدکلس معتقد بود باید اندیشه ی تنها یک جوهر اولیه را از سر بیرون کرد در مجموع ۴عنصر اولیه وجود دارد خاک هوا آتش آب. وقتی چیزی میمیرد عناصر چهار گانه از هم می گسلد اما این ۲ عنصر همواره تغییر ناپذیر باقی می ماند پس این اندیشه که همه چیز تغییر می کند نادرست است

او بر این باور بود که رندگی ابدی و ازلی است زندگی از مرگ به وجود نیامده و به وجود آمدن چیری از هیچ غیر ممکن است مرگ نابود شدن نیست بلکه رفتن به هستی جدیدی است گذشتن است

تالس و آناکسیمنس گفته بودند آب و هوا هر دو عناصر ضروری جهان مادی اند یونانیان آتش را هم ضروری می شمردند با این وجود این سوال باقی می ماند که چه چیز این عناصر را چنان با هم ترکیب میکند که حیات تاره ای پدید آید اوپدوکلس میگفت دو نیروی جداگانه در طبیعت در کار است مهر و کین

لذا او بین جوهر و نیرو تمایز قائل شد