اینجا درست ابتدای ابتلای تو ایستاده ام

جایی میان بغض و تردید

یک قدم مانده به اشک...

خشکم میزند..

درگیر تهوع تعادلم

کمی سرگیجه به من قرض می دهی؟..

پگاه