هراکلیتوس(۴۸۰-۵۴۰ ق.م)

اهل افه سوس در آسیای صغیر و معاصر پارامندیس

او متعقد بود اساسی ترین سرشت طبیعت تغییر و سیلان مداوم است از بودن در جهان خبری نیست و هرچه هست در حال شدن است

خدا در دیدگاه او چیزی است که کل جهان را در بر می گیرد. او به جای واژه ی خدا لوگوس یا عقل را به کار می برد و معتقد بود حتما نوعی عقل کل در جهان وجود دارد که آنچه در طبیعت روی می دهد را هدایت میکند

او معتقد بود جهان بر پایه ی فساد بنا نهاده شده .

نظریه ی هگل در مورد کشمکش میاد وضع موجود و وضع متقابل که در تشکیل وضع جامع موثر است از نظریه ی هراکلیتوس گرفته شده

اونیز چون هگل جنگ را تجلیل می کند و آن را به مثابه ی نیروی انفجاری ضروری می داند